تبليغاتX
com.شهراسر






















com.شهراسر

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز               

 

ای روزهای خوب که در راهید !

ای جاده های گمشده در مه !

ای روز های سخت  ادامه !

از پشت لحظه ها به درآیید!

ای روز آفتابی

ای مثل چشم های خدا آبی !

ای روز آمدن !

ای مثل روز، آمدنت روشن !

این روزها که می گذرد ، هر روز

در انتظار آمدنت هستم !

اما

با من بگو که آیا ، من نیز

در روزگار آمدنت هستم ؟

                                    قیصر امین پور
نوشته شده در جمعه 1390/09/04ساعت 1:0 PM توسط شهراسری| |

مناظر طالقان را در سال به چهار گونه توصیف کرده اند ، بدین قرار :

اول نقره سفید و دوم مشک تر ، سوم زمرد سبز ، چهارم طلای زرد به این معنی وقتی که برف سراسر آنرا می پوشاند به صورت نقره سفید در می آید که بواسطه پاکی هوا برف به قدری براق می نماید که با چشم غیر مسلح تماشای آن مشکل است و و چون برف ها آب شود و گل سنگ صیقلی نمایان شود ، سیاه نمود گردد که باید آنرا مشک تر بنامیم و وقتی که فصل زراعت شود ، اراضی و باغات آن سبز شود به صورت زمرد خود نمایی کند و آنگاه که زراعت رسیده و درو شروع می شود و خزان از راه رسد به صورت طلای زرد آشکار شود ، این تعریف مختصر است از یک دنیا طراوت و زیبایی

 

برگرفته از : کتاب فرهنگ عامیانه نوشته حاج محمد علی اکریان

امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود:

»آفرین بر طالقان که خداوند در آن گنجهایی نهاده که از طلا و نقره نیست بلکه مردان مؤمنی هستند که به طور شایسته خدا را شناخته اند و در آخر الزّمان یاوران امام قائم (عج) خواهند بود . «

»المجانس السنّیه»، ج 5، ص 697

 

نوشته شده در جمعه 1390/09/04ساعت 1:0 PM توسط شهراسری| |

ستایش می کنم خداوند را برای تکمیل نعمت های او وتسلیم بودن در برابر بزرگی او، و ایمن ماندن از نافرمانی او .          نهج البلاغه – خطبه2

  لطفا نظرات  ، مطالب وعکس های خودرا برای ما ارسال نمایید تا در وبلاگ به نام شما ثبت گردد .

 لطفا ما  را در پربارتر کردن این وبلاگ همراهی فرماییدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

narvan25_azar@yahoo.com

نوشته شده در جمعه 1390/09/04ساعت 1:35 AM توسط شهراسری| |

عزیز ونگار

 

(قسمت چهارم)

 

 

همینکه وارد شد(ملاحسن) بمنزل رو بمادرش کرد و گفت یکمقدار نان برای بنده توی سفر بگذارید ، می خواهم بروم بالاروج برای یک کسبی، اگر نروم آن ازدست بنده خواهد رفت. مادر ، در جواب گفت شما مدت ششماه است در مسافرت بودید حالا تشریف آوردید، مردم میایند دیدن شما بنده در جواب مردم چه بگویم هر قدر اصرار کرد ث،مری نبخشید مادر ناچار شد برای این راه نان گذاشت وملا حسن کتابهای خودش را گرفت روانه شد ، تا غروب رفت برای بالاروج صبح شد رفت پشت بام بنا کرد دعادادن نگار دید هیچکس از اینمرد دعا نمی گیرد ، نگار باخود گفت : خوب است بروم از او دعا بگیرم تا مردم بروند از این دعا بگیرن که این بیجاره کسبی کند کنیزش را فرستاد پیش ملا دعا گرفت . ملاحسن گفت اسم خانم شما چیست ؟ کنیز در جواب گفت نگار .

ملاحسن همه مطلبش به نگار بود . یک نامه بنگار نوشت ، نگار سر نامه را باز کرد دید نوشته است :

شبم تارو گرگان میبرندش    دو زلفانت حمایل کن بیا پیش

زکات مس چشمانت ادا کن    بگو راه خدا دادم به درویش

نگار بکنیز گفت : برو بملا بگو خیلی دعای سبک نوشته اید دعای دیگر بهتر از این بنویسید ملاحسن با خود فکر کرد یقین، نگار دلش مرا میخواهد یک نامه دیگر به نگار فرستاد .

نگار سرنامه را را باز کرد ببیند ملاحسن چه نوشته است :

گدایم من گدایم    گدای مست چشمان شمایم

نگار بکنیزش گفت قلم و دوات را حاضر کن کنیز قلم دوات را حاضر کرد، نگار یک نامه برای ملا نوشت :

گدای کرکبود نره میزه   در این دنیا سه چیز ناتمیزه

یکی خروس ویکی خوک و دو روبا   اینان همه هر سه گدای ریش میزه

زکات مس چشم مال عزیزه

تا این شعر را نگار برای ملاحسن گفت ، ملاحسن کتاب ها را جمع آوری کرد حرکت کرد حی کنان ونی کنان منزل به منزل، طی منازل سنگ علامت میزد و آمد تا رسید بمحل اردکان منزل عزیز ونامه نگار را دردست عزیز گذاشت ، عزیز نگاهی بملاحسن کرد وخندید یکی  سر عزیز را زد وگفت حالا من نگار را دیدم ،حالا برویم بنده منزل نامزد مرا ببین چطور است .....

 

 

                                             ادامه دارد......................
نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/09ساعت 3:58 PM توسط شهراسری| |

 من طالقانم

جهان باید بداند آنکه من مهد دلیرانم

هزاران مرد دانشمند پروردم به دامانم

 به نام طالقانم یا طلاقان ثبت در تاریخ

اگر بهتربخواهی در حقیقت من طلاکانم

 مکان بگرفته ام در دامن البرز کیهان فر

درآغوش چنین مهدی همیشه شادوخندانم

 حدودم قرن ها هک مرزبامازندران بوده

دگر غاروفشافوپویه زمانی بوده سامانم

 کرج با سولقان وکن زخاک پاک من بوده

وشهر ری دگر مرز ومکانی از نیاکانم

 طلاکانم از آن گشته لقب تا خلق بشناسند

که مردانی چو کوه آهنین خفته به دامانم

 علی فرموده اندر طالقان بس گنجهامخفی است

ولی نی از ذهب نی فضه بل از رادمردانم

 از این رو رادمردانی نهان در سینه پروردم

که باشند در رکاب حضرت قا ئم سوارانم

 ادیب ومهرورز وجان به کف بهر وطن هستم

چودارالمومنین دارم لقب سردار خوبانم

 بسی سردارنام آوربه راه دین فدا دادم

از این رو در جهان نام آوری از سر به دارانم

 چو فلاحی سرلشگربسان مالک اشتر

دگر سردار حشمت آن شهیده راه ایرانم

 ودیگر آیت الله طالقانی بوذردوران

که بازوی توانای من است آن روح ریحانم

 هزاران خوش نویس بی نظیر از نسخ واز تعلیق

خصوصا خط بشکسته از آن درویش مهرانم

 جلال آل احمد یا خس میقات و اورازان

چو اوصاحب قلم کمتر بود از سردبیرانم

 بسی استاد و دانشور ادیب و بارع و فاضل

چو استاد اجل ملانظر از اهل سوهانم

 سلیمان نبی گویند در خاکم گذر فرمود

از آنرو گشته ام مشهور من تخت سلیمانم

 به جنگ قوم اسماعیلیه رفتم شبانگاهی

نمودم تارومار آن فرقه را از حدوسامانم

 ودیگر تازیان را پاک بنمودم زخاک خود

کشیدم اکثرا در خاک وخون با مازیارانم

 روان است رود زیبایی چو گیسوی مهین دلبر

به نام شاهرود اما چو مروارید غلطانم

 صدای آبشار از هرطرف باشد نوازشگر

چو درویش خان که بنوازد نوایی در صفاهانم

 هزاران جویبار از کوهسارانم بود جاری

چو آب چشمه زمزم کنار رکن و ایوانم

 کنون این خوان درویشی بود گسترده در عالم

که باشم میهمانان را پذیرا از دل وجانم

 سخن کوتاه کن عاطف که هرگز نی توانی گفت

ز اوصاف نکونامان یکی از صد هزارانم            

                      محمد علی اکبریان متخلص به عاطف

نوشته شده در جمعه 1386/12/24ساعت 9:12 PM توسط شهراسری| |

رسم پنج پیتک

 

یکی از رسم های جالب نوروزی مردم طالقان پنج پیتک است که معمولا در بیست وپنجم فروردین برگزار می شده است .  اهالي طالقان در اين روز مراسمي همچون سيزده بدر را برگزار مي كنند . بدين شكل كه به صورت دسته جمعي به دل طبيعت مي روند و به گشت و گذار مي پردازند. از جمله رسم هاي اين روز رسم تاب خوردن جوانان چه دختر و چه پسر است . طالقاني ها معتقدند اين تاب خوردن در روز هاي آغازين سال نو ، باعث مي شود پيچ و تاب زندگي در طول سال از بين برود .  ومعتقدند دراین روز نباید زیاد بخوابند چون تا آخر سال جدید خوابشان زیاد خواهد شد.

نوشته شده در جمعه 1386/12/24ساعت 9:8 PM توسط شهراسری| |

بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم علی (ع)

آن حضرت از نوادگان حضرت ابوالفضل العباس (ع) است.بقعه ايشان در محوطه اى در منطقه سرسبز و مشجر در روستاى تکيه ناوه طالقان در فاصله 55 کيلومترى شهرستان کرج واقع شده است . قدمت بقعه به عصر صفويه باز مى گردد .اين بقعه داراى ضريحى چوبى مربوط به 200 سال قبل بوده که يک ضريح فلزى نيز به آن ضميه شده است .بناي امامزاده داراى گنبدى مخروطى شکل است و اخيرا مورد مرمت قرار گرفته است.پوشش داخلى گنبد سفيد کارى و ازاره آن از سنگ است .در اين بقعه زائر سرايى جهت رفاه زائرين احداث شده است

 

­بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم (

وي از نوادگان امام موسى کاظم (ع) است .اين امامزاده در مرکز روستاي کشرود طالقان در منطقه اى کوهستانى با درختان انبوه و کهنسال واقع شده است .بناى آن منفرد وفاقد الحاقات است . اين بنا فاقد گلدسته است ولي داراى گنبدى مخروطى مطابق با وضعيت معمارى منطقه است که مورد مرمت وباز سازى نيز قرار گرفته است .همچين گورستانى پيرامون امامزاده وجود دارد .اين امامزاده داراى امکانات اوليه رفاهى و آب و برق نيز هست.مرمت اين بناى تاريخى به قرن هفتم يا هشتم هجرى باز مى گردد.

 

بقعه متبرکه امامزاده زکريا(ع(

نسب ايشان به امام موسى کاظم (ع) مى رسد. امامزاده در منطقه اي کوهستانى در جنوب روستاى ميراش در 11 کيلومترى غرب شهرک (مرکز طالقان )و در محوطه اى حدود 4000 متر مربع واقع شده است .اين بقعه داراى ضريح چوبى است که ارزش تاريخى دارد .گنبد آن مطابق معمارى محلى رک (مخروطي)و فاقد گلدسته است . جنب بقعه مسجدى احداث گرديده که فضاى سبز مناسبى نيز به آن اضافه شده است .اين بقعه جزو آثار تاريخى به شمار مى آيد و مربوط به هفتم يا هشتم هجرى است

 

 

بقعه متبرکه امامزاده سيد علاءالدين (

وي از نوادگان امام موسى کاظم (ع) است .بقعه امامزاده اورازان مدفن سيد علاء الدين (ع) برادر سيد ضياءالدين است که در روستاى خچيره مدفون است .ظاهرا پس از تعقيب اين دو برادر توسط خوارج ،آن دو از يکديگر جدا شده و سيد ضياء الدين به روستاى خچيره وسيد علاء الدين به اورازان رفته و در اين مکان مدفون شده اند .بنا فاقد الحاقات جانبى و گلدسته است و قبرستانى در بخشى از محوطه امامزاده قرار دارد .

 

بقعه متبرکه امامزاده سيد ضياء الدين (

او از نوادگان امام موسى کاظم (ع) است .اين بقعه در منطقه کوهستاني روستاى خچيره طالقان در فاصله 500 مترى ضلع جنوبى رودخانه شاهرود و ميان دو کوه که منظره اى بسيار زيبا را تداعى مى کند قرار گرفته است.او در زمان حيات خود به عنوان فردى با ايمان و با تقوا شهرت داشته است .بناى اين امامزاده فاقد گلدسته و داراى گنبد است و کتابخانه اى کوچک ،وضو خانه و 3 زائر سرا دارد.همچنين کف سراسر امامزاده موزائيک و بالاى آن گچ کارى شده است .قدمت اوليه بنا به قرون هفتم وهشتم هجرى باز مى گردد.

 

بقعه متبرکه امامزاده مهراب (

امامزاده مهراب يا مسعود (ع)از نوادگان امام موسى بن جعفر (ع) است .اين بقعه که در منطقه کوهستانى روستاى کشرود طالقان واقع گرديده فاقد گلدسته و گنبد است .مسجد چهارده معصوم ضميمه اين بقعه شده است.اين امامزاده داراى ايوان اصلى و شبستان است و قدمت اوليه آن به قرن دهم ويازدهم هجرى باز مى گردد.گورستان عمومى پيرامون آن قرارد دارد .بقعه داراي فضاى سبز مناسب است.

 

بقعه متبرکه امامزادگان موسى وسليم(ع(

اين امامزادگان يکى موسى از اعقاب امام محمد تقى (ع) و ديگري سليم از احفاد امام جعفر صادق (ع) است.اين بقعه در روستاى آسفاران و در منطقه کوهستانى طالقان در محوطه اى حدود 3000 متر با زير بناي 100 متر مربع واقع شده است .بناى اوليه بقعه متعلق به قرن هفتم يا هشتم هجرى و حرم آن داراى ضريحى چوبى است و گنبد آن اخيرا مورد مرمت قرار گرفته است .جنب بقعه مسجدى احداث گرديده و داخل حرم مرمت و سفيد کارى شده است .پيرامون بقعه را قبرستان عمومى با انبوه درختان تنومند و بلند در بر گرفته است .بنا فاقد الحاقات جانبى است ولى از امکانات اوليه و آب و برق برخوردار است .

 

بقعه متبرکه امامزاده مير سعيد (

اين بقعه متعلق به قاضى مير سعيد بن سيد علاالدين الحسينى از نوادگان امام محمد باقر (ع) است.اين بقعه در يکى از زيباترين مناطق کوهستانى طالقان در ضلع غربى روستاى حسنجون و سيد آباد و در حدود 20 کيلو متري طالقان که بسيار سر سبز و خوش آب و هواست واقع شده است.اين امامزاده فاقد گلدسته،داراى گنبد و همچنين سنگ قبرى است که طبق نوشته روى آن ،ايشان در سال 926 هجرى قمرى مى زيسته است.بنا با مساحتي حدود 120 متر مربع فاقد الحاقات جانبى است و در بخشى از محوطه گورستان عمومى قرار گرفته است .ساختمان امامزاده داراى تسهيلات اوليه و آب و برق است .تاريخ اوليه بنا به قرن نهم و دهم هجرى باز مى گردد.

 

بقعه متبرکه امامزادگان محمد باقر وسيد اسماعيل (

وي از نوادگان حضرت موسى کاظم (ع) است .جزينان در منطقه اي کوهستانى از توابع شهرستان طالقان واقع شده است .بقعه داراى زير بنايى حدود 100 متر ،گنبدى گلى و رک و فاقد گلدسته و ديگر الحاقات جانبى و ضريح آن چوبى است . اين امامزاده جزو آثار به ثبت رسيده است و قبرستانى عمومى در بخشى از محوطه آن قرار دارد .ساختمان امامزاده داراى امکانات اوليه و آب و برق است .

 

بقعه متبرکه امامزاده هارون (ع(

امامزاده هارون بن موسى جعفر (ع) ششمين فرزند امام هفتم (ع) است .در شرح حال ايشان آمده که در سال 160 هجرى در مدينه متولد شده و در سال 211 هجرى دار فانى را وداع گفته و در روستاى جوستان طالقان مدفون گرديده است .بقعه در 1000 محوطه اى حدود متر که پيرامون آن را درختان کهنسال بلند فرا گرفته واقع شده است .اين بقعه داراى امکانات رفاهى و کتابخانه اى مجهز و زائر سراست.و هم اکنون در حال مرمت و باز سازى . است

 

بقعه متبرکه امامزاده يوسف (ع(

وي يکى از فرزندان امام موسى کاظم (ع) به شمار مى رود .بناي بقعه ايشان در منطقه اى کوهستانى در روستاى وشته طالقان که به بادامستان نيز معروف است ، در فاصله 144 کيلومترى شهر کرج واقع گرديده و پيرامون آن را درختان بادام فرا گرفته است .از نظر معمارى ،اين بنا منفرد و بدون الحاقات و فاقد ضريح و گلدسته است .قدمت بقعه به دوره صفويه باز مي گردد . گنبد آن مخروطى يا رک و با کاشيهاى متاخر آبى رنگ کاشیکاری شده است  .اخیرا این بقعه مورد مرمت و بازسازی قرارگرفته است . 

                                                                           منبع : 

www.al-shia.com

 

نوشته شده در جمعه 1386/12/24ساعت 8:32 PM توسط شهراسری| |

جغرافیای طالقان

 

منطقه ييلاقي طالقان در ميان کوه هاي برفگير البرز، از غرب ارتفاعات کندوان، تا 40 کيلومتري شرق قزوين گسترده است. شاهرود رگ حياتي اين سرزمين دير سال از کوهپايه هاي شرقي آغاز و با طولي نزديک به 105 کيلومتر به غرب مي رود. اين شريان آبي بيش از 15 رودخانه کوچک و بزرگ منطقه را که از چشمه سارها و برف آبها سرچشمه مي گيرند و همراه خود تا سپيدرود مي برد تا با آبهاي قزل اوزن آميخته و راهي دريا شود.

 

 

طالقان با وسعتي حدود 1300 کيلومتر در 36 درجه و 12 دقيقه عرض شمالي و 50 دقيقه طول شرقي در شمال غربي تهران قرار دارد. ميانگين درجه حرارت 5/9+ حداکثر دماي متوسط 6/27+ و متوسط حداقل 2/11- درجه سانتيگراد و ميانگين بارندگي حدود 500 ميلي متر مي باشد. روستاهاي زيباي طالقان در دامنه هاي جنوبي و شمالي در ارتفاع 1400 تا 2600 متري از دريا در امتداد رودخانه ها و کنار چشمه سارها پراکنده شده اند .طالقان در 120 کيلومتري شمال غربي تهران واقع است.  منطقه معروف به طالقان  در ميان دره بزرگي در کوههاي البرز قرار دارد. طالقان منطقه اي متشكل از  حدود 80 روستاي كوهستاني است كه در فاصله 130 كيلومتري شمال غربي تهران قرار دارد. طول جغرافيايي طالقان از شمال شرق به جنوب غرب حدود هشتاد كيلومتر و عرض جغرافيايي آن حدوداَ 15 كيلومتر مي باشد. بدينگونه منطقه طالقان حدوداَ 1200 كيلومتر مساحت دارد. طول و عرض جغرافيا ئي طالقان به ترتيب 80 و 38.5 درجه است.

 

طالقان دره ايست که از « گردنه عسلک » در خاور تا « گردنه انگه » در باختر تقريباً 42 کيلومتر بوده و حداکثر عرض طالقان از گردنه دوزخ دره واقع در جنوب تا « گردنه مالخالي » واقع در شمال طالقان حدود 20 کيلومتر مي باشد. از آنجائيکه روستاهاي طالقان در ارتفاعات و دامنه جبال البرز است زمستانهاي سرد و در ساير فصول هواي مطبوع و خنکي داشته و دور از هر گونه آلودگي هاي هواي شهري است.قله ي زيباي شاه البرز به ارتفاع 4250 متر  از كوههاي البرز غربي واقع در منطقه ي طالقان است.

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1386/08/15ساعت 7:50 PM توسط شهراسری| |

عزیز و نگار

 

(قسمت ۳)

 

ونگین انگشتری که عزیز داده بود به نگار در آنجا برق زد عزیز یادش بانگشترش افتاد یک شعر از برای نگار گفت :

نگارم ولو شکوه ولو شکوه             نگار مال من وکوهنده میشود

سرخ دستمال برویش میزند باد       نگین انگشتر خود میدهد سو

چون این شعر را گفت گل احمد با نفراتش از گردنه رفتند عزیز رفت سر گردنه خوابید .

 این چند کلمه را از ملا حسن کر کبودی بشنوید چونکه ملا حسن در زمستان در گیلان شغل معلمی داشت و برای بهار می خواست برود برای طالقان شب گذارش در بالا روج شد خوابید . وقت سحر حرکت کرد برای طالقان 2ساعت مانده بشب رسید سر گردنه ، دید جوانی سر گردنه خوابیده ومثل ماه شب چهارده می درخشد ،  تا این جوان را دید آه از نهاد ملا حسن برآمد، گفت  اگراین جوان را بیدار کنم ترس دارم که این دزد باشد اگرهم بیدار نکنم حیف از این جوان که شاید جانوران اذیت باو وارد آورند با خود فکری کرد گفت خوبست که این پولی که در توی خرجین بنده است در یک جایی پنهان کنم تا این را را بیدار کنم خلاصه  پول آن وره تمام نقره بود پولش را پنهان کرد آمد گفت : ای جوان بلندشو،چرا اینوقت شب اینجا خوابیده ای عزیز از خواب بلند شد وگفت بروید پی کارتان می خواید چکارکنید . باز ملاحسن تکرار کرد در جوابش گفت مگر ندیدی دیشب همچون ماه مرا بردند ملا حسن فهمید که این عزیزاست یک شعر برای عزیز گفت:

عزیزطالقان توبس کنی بس    یارچنگ داده را کی آوری دست

بروفکردلارام دگرکن               فلک آب ترا جوب دگربست

عزیز دیدملاحسن برای اویک شعرخواند اوهم درجواب این شعر راگفت:

سیاه ابری گرفت کلوانی کوه را   پیش چشمم ببردن ماهی را

من وکلوانیان باهم بجنگیم          شایدآبی ببندم کهنه جورا

ایضا این شعر راملاحسن گفت وتعریف ازنامزد خودکرده به مناسبت حال این شعر راگفت :

عزیز چندکنی تعریف یارت     تمام طالقان تنگ آمده زارت

÷ری دلبرم درکرکبود است   که یک مویش می ارزد صدنگارت

این کلام ازدهن ملا حسن شنیدخیلی برزخ شدیک اشعاردیگر برای ملاحسن گفت :

نگارم سبزه وبالابلنده    پری خانم تراکی چی پسنده

نگارم دارد صدناز وغمزه  پری خام توکهنه لونده

تااین شعرراملاحسن شنید روانه راه شد عزیز ازدنبال اوصدا زد یک ساعت صبرکن یک شعر دیگر بگویم از این تندتر برو چونکه راه برشمادیر است ووقت شماضیق

گدارا بین گدارا بین گدارا    که برپنجه زنی نراژدهارا

شغال مانی مجی این لان برآن لان   شایدگیرآوری مرغ طلا را

تااین شعرراگفت ملاحسن برگشت پای عزیز را بوسید گفت خواهش می کنم ازاین بیشتر مرا رسوا نکنید ، اگر می  خواهید برای بالاروج بروید خوش آمدید تشریف ببریدآن شد که عزیز باملاحسن آمد برای طالقان وملاحسن هم رفت برای کرکبود .

 

 

                                         ادامه دارد...............

نوشته شده در سه شنبه 1386/08/15ساعت 7:43 PM توسط شهراسری| |

غلامحسين درويش 

 

  "غلامحسين درويش" فرزند حاجى بشير طالقانى در سال 1251 در زيدشت طالقان به‌دنيا آمد. پدرش كارمند اداره پست بود و آشنا به موسيقي . بدلیل آنکه پدر غلامحسین دوستان خود را درویش می نامید این نام به او نیز اطلاق شد و لقب درویش گرفت و بعدها این نام روی اسم او جاودانه باقی ماند. دسته ي موزيك مدرسه دارالفنون ، سرآغاز حضور درويش در گروه هاي موسيقي بود . سه تار را نزد پدر شروع كرده بود  و سپس شاگردي آقاميرزا حسينقلى را تجربه كرد  . او از هنرمنداني بود كه موسيقي ايراني را به سنگين ترين و پسنديده ترين شكلش به ميان مردم آورد . و همچنين از نخستين هنرمنداني بود كه براي برگزاري كنسرت هاي موسيقي ايراني ، به اروپا سفر كرد و در آن سفرها ، اولين صفحات موسيقي ايراني را نيز ضبط كرد .

 

در مقايسه با ديگر نوازندگان و موسيقيدانان هم دوره اش از ويژگيهاي اخلاقي والاتري برخوردار بوده است و كنسرت هاي زيادي به نفع مردمان مصيبت زده و  ايتام  بي بضاعت و ... برگزار كرده است .

 موسيقي ايراني زندگيش بود . از هر كوششي براي اعتلايش ، دريغ نميكرد . افتتاح اولين كلاس موسيقي بانوان نيز از خدمات درويش به موسيقي ايراني بوده است . ابتكارات او در موسيقي ايراني غيرقابل انكارست . اضافه كردن سيم واخوان به تار ، را ميتوان از جمله ابتكارات درويش دانست .

 درويش خان ، اگرچه آنچنان  اهل سياست نبود ، ولی جنبش ذهن و انديشه همه را در نظر داشت .

 

 در ميان چند تصنيف او ، يکی دو تصنيف در پيوند با شعر ملک الشعرای بهار پديده آمده که پيام های انقلابی را به جمع شنوندگان منتقل می کند.

 

 

او شاگرداني تربيت كرد كه امروز ، با آثارشان زندگي ميكنيم . موسي معروفي ، ابوالحسن صبا ، سعيد هرمزي و مرتضي ني داوود و بسياري از موسيقيدانان ايراني اوايل قرن اخير ، شاگردان درويش بوده اند.

 

نوشته شده در سه شنبه 1386/08/15ساعت 7:37 PM توسط شهراسری| |


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
Design By : Pichak

 برای دیدن عکس های طالقان کلیک کنید