عزیز و نگار
عزیز و نگار ،داستان دو دلداده آردکانی (یکی ازروستاهای پایین طالقان) است که قدمت آن به چند قرن میرسد. به احتمال قریب به یقین، باید داستان عشق عزیز و نگار را آخرین حلقه گمشده دلدادگی عاشقان دانست که بارها در تاریخ ادبیات فارسی شاهد برخی از آنها بودهایم.
عزیز و نگار نیز چون باقی عاشقان، پس از طی مرحله عشق زمینی ـ چناچه عارفان بر آن قائلند - به عشق آسمانی دست مییابند و جالب اینکه جز در عزیز و نگار چاپ شرکت نسبی کانون کتاب که در آن عاشق و معشوق به خیر و خوشی به هم میرسند و داستان به پایان میرسید، در باقی روایتها شاهد غرق شدن آنها در شاهرود یا غیب شدنشان هستیم. در روایت کمالی دزفولی هر دو سنگ میشوند.
این عشقنامه در گویش تاتی نمود پیدا کردهاست و مردم روستاهای منطقه طالقان ، رودبار، الموت ، تنکابن ، اشکور و غیره که با نسخههای دست نویس و روایتهای سینه به سینه این عشقنامه آشنا بودند، به مرور به نسخه چاپی داستان عزیز و نگار دست یافتند. هر روستا کتابخوانی داشت که با خرید این کتاب مجلس آرای شبنشینیها و جمعهای خانوادگی شود. در عین حال، عزیزخوانها و نگارخوانها نیز بر رونق روزافزون این داستان افزودند.
اکنون و پس از گذشت سالها به رغم چاپ و انتشار داستانهای گوناگون معاصر، همچنان داستان عزیز و نگار ارزش خود را حفظ کردهاست و پیرمردان و پیرزنان روستایی در زمان های مختلف و به مناسبتهای گوناگون، به زمزمه اشعار این داستان میپردازند.
اگراحیانا این داستان را نخوانده ایدویا مایلید آن را دوباره بخوانید و لذت ببرید می توانید آن را به طورکامل دراینجا دنبال کنید .
برای خواندن قسمت اول روی ادامی مطالب کلیک کنید........ ![]()
ادامه مطلب
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:56 AM  توسط شهراسری
|
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،
که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.
یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،
که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:56 AM  توسط شهراسری
|
"من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزيز و پر ارج خودم را يکي پس از ديگري از دست بدهم . او براي اسلام به منزله حضرت ابوذر بود. زبان گوياي او چون شمشير مالک اشتر بود، برنده بود و کوبنده ، مرگ او زودرس بود و پر برکت.رحمت بر او و بر همه مجاهدان حق. "
"بخشي از سخنراني امام خميني (ره) به مناسبت رحلت آيت الله طالقاني"
مرحوم آيت الله طالقاني در سال 1289 ه. ش در روستاي گليرد شهرستان طالقان ديده به جهان گشود. دوران کودکي خود را در همان جا گذراند و در مکتب پدر عالم خود که به امور سياسي توجه داشت ، مقدمات علوم اسلامي و مبارزه با استبداد و استعمار را آموخت.
دوران جواني و نوجواني او مصادف با دوران رضا خان بود و ايشان با واقعه کشف حجاب درآن زمان به شدت مقابله کرد.
آيت الله طالقاني در نوزده سالگي پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي ، به قصد تکميل دانش اسلامي وارد حوزه علميه قم شد.
بعد ازکودتاي 28 مرداد و بازگشت مجدد محمدرضا پهلوي به حکومت ، مرحوم آيت الله طالقاني به همراه عده اي ديگر جمعيتي را در مبارزه با دستگاه حاکم تاسيس نمود.
درسال 1336 آيت الله طالقاني توسط ساواک دستگير و روانه زندان شد و بيش از يک سال در زندان بسر برد.
رژيم پهلوي در سال 42 ايشان را در يک دادگاه نظامي به ده سال زندان محکوم کرد تا از گزند سخنراني هاي پر شور و حرارت او در امان بماند.
او در زندان ستم شاهي، حرکت نويني را آغاز کرد و آنجا را به دانشگاه و مکان آموزشي تبديل نمود. از جمله فعاليتهاي او در زندان ، برقراري جلسات تفسير قرآن ، نهج البلاغه و تاريخ اسلام بود.
وي نخستين کسي بود که نماز جماعت را در زندان برپا کرد. سرانجام رژيم پهلوي در سال 1346 بر اثر فشار افکار عمومي و واکنشهاي بين المللي، ناچاربه آزاد کردن او از زندان شد.
وي در سال 54 مجددا دستگير و روانه زندان شد و به ده سال زندان محکوم گرديد ، اما در سال 1357 بر اثر موج اعتراض مردم از زندان آزاد شد.
آيت الله طالقاني پس از پيروزي انقلاب، نماينده مردم در مجلس خبرگان گرديد واز طرف امام خميني به عنوان اولين امام جمعه تهران منصوب شد .
نخستين نماز جمعه تهران به امامت ايشان در پنجم مرداد 1358 ، در دانشگاه تهران برگزار شد.
او جمعا هفت نماز جمعه اقامه کرد که آخرين آن در بهشت زهرا در شانزدهم شهريور سال 58 بود. از تالیفات ایشان اسلام و مالکیت ، به سوی خدا می رویم و تفسیر هایی از قران تحت نام پرتوی از قران را می توان نام برد .

ايشان درپي سالها مبارزه و تلاش سرانجام در روز دوشنبه 19 شهريور1358 به جوار رحمت حق پيوست .
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:47 AM  توسط شهراسری
|
چهره ماندگار استاد غلامحسین امیر خانی
استاد غلامحسین امیرخانی، که شاید بیاغراق برترین خوشنویس معاصر و یکی از مفاخر هنری تمام قرون ایرانزمین است، در سال ۱۳۱۸ در شهراسر طالقان چشم به جهان گشود. خوشنویسی را در محضر استادانی همچون سادات معزز حسن و حسین میرخانی به نهایت آموخت و نزدیک ربع قرن است که ریاست شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران را بر عهده دارد. و در این سالها شاگردان بسیاری را تربیت نموده که اکنون برخی از آنها از استادان مسلم معاصر محسوب میشوند. استاد امیرخانی همچنین عضو هیأت داوران مسابقات جهانی خوشنویسی یاقوت (ترکیه) و عضو اصلی کمیسیون یونسکو در ایران است. ایشان همچنین رئیس هیت مدیریه انجمن طالقانیها نیز هستند.

فعالیت ها:
- گذراندن دوره های تعلیم نزد اساتید بزرگ آن روزگار
- انتقال به وزارت فرهنگ و اهتمام به تعلیم خوشنویسی
- اخذ رتبه معلمی در انجمن خوشنویسان ایران ( 1340 ) و ...
- کتابچه های رسم المشق
- کتابت و خوشنویس آثار ارزشمند فارسی از قبیل دیوان خواجوی کرمانی ، حافظ ، شاهنامه فردوسی و ....
نمونه ای کوچک از تابلوهای استاد غلامحسین امیرخانی





باتشکر از آقای رضا شیخ محمدی khat.blogfa.com ![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:50 AM  توسط شهراسری
|





